دیکشنری فارسی

all right

UKlrait

معنی فارسی

بسيارخوب (کاملا) صحيح است

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl rīt´/

رضایت‌بخش، بسنده، کافی، پذیرفتنی

you are doing all right

کار شما رضایت‌بخش است.

that job is all right for me

آن شغل برای من خوب است.

بی‌آسیب، سالم، مصون

he fell down the stairs but he is all right

از پله‌ها افتاد ولی سالم ماند.

درست، صحیح

(در صحبت) آری، نسبتا خوب، باشه

all right I agree

بسیار خوب موافقم.

(عامیانه) حتما، به طور قطع، یقینا، مسلما

he is the one who stole the money all right!

مسلما او همان کسی است که پول‌ها را دزدیده است‌!

تعریف انگلیسی

adverb
  1. an expression of agreement normally occurring at the beginning of a sentence
  2. without doubt (used to reinforce an assertion) “it's expensive all right”
  3. in a satisfactory or adequate manner “she'll do okay on her own” “held up all right under pressure”

واژه‌های دیگر با معنی «بسيارخوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن