دیکشنری فارسی

allocate

UKæləkeit US'ælə'keıt

معنی فارسی

تخصيص دادن ، اختصاص دادن ،

تعيين مکان کردن براي جادادن

معنی کامل و مثال‌ها

/al´ō kāt´/vt.

● اختصاص دادن، تخصیص دادن، دادن، ویژه ساختن، معین کردن، کنار گذاشتن

to allocate funds for housing

اختصاص دادن بودجه برای خانه‌سازی

● سهمیه دادن، (طبق برنامه) بخش کردن، تقسیم کردن، قسمت کردن، توزیع کردن، سهم دادن

she allocated her wealth to charitable foundations

او ثروت خود را بین موسسات خیریه تقسیم کرد.

● تعیین مکان کردن، جایابی کردن، جادادن، واگذار کردن، محول کردن، نگه‌داشتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. distribute according to a plan or set apart for a special purpose “I am allocating a loaf of bread to everyone on a daily basis” “I'm allocating the rations for the camping trip” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something to somebody” “They allocate the money to them” “They allocate them the money”

واژه‌های دیگر با معنی «تخصيص دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن