allotter معنی فارسی تخصيص دادن تعيين کردن بخش کردن واژههای دیگر با معنی «تخصيص دادن» allocate تخصيص دادن، اختصاص دادن، تعيين مکان کردن براي جادادن allot تخصيص دادن، تعيين کردن، بخش کردن malapportion به طور غلط يا غير منصفانه تخصيص دادن، بد سهميه بندي کردن specialize اختصاصي کردن، تخصيص دادن، ويژه کردن consecrate خاص کردن، تخصيص دادن، وقف کردن undercapitalize کمتر از نياز شرکت سرمايه گذاري کردن، سرمايه کمي تخصيص دادن sancify تقديس کردن، براي امر مقدسي تخصيص دادن، تطهير کردن socialize اجتماعي کردن، بکارهاي اجتماعي تخصيص دادن destine درنظر گرفتن، مقدرکردن، تخصيص دادن sanctifies تقديس کردن، تطهيرکردن، (ازگناه) پاک کردن