ambiequal معنی فارسی ميان حال واژههای دیگر با معنی «ميان حال» middle class ميان حال، متوسط middle-class ميان حال، متوسط intergrade درجه ميان حال، حالت بينا بين، درجه اي که بادرجه هاي ....همانندي دارد medium واسطه، وسيله، ميدان middle ميان، وسط، مرکز