دیکشنری فارسی

amid

UKəmidst USə'mıd

معنی فارسی

درميان دروسط

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ mid´/prep.

● در میان، در وسط، در بحبوحه، در حین

tombstones standing amid blooming flowers had a particular appeal

سنگ‌های قبر در میان گل‌های شکوفا جلوه‌ی خاصی داشت.

مترادف‌ها

preposition
(also amidst)
1. Among (without being part of), amongst, in the midst of, in the middle of, surrounded by.
2. Jointly, together, some of.

واژه‌های دیگر با معنی «درميان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن