دیکشنری فارسی

amidst

UKəmidst USə'mıdst

معنی فارسی

درميان دروسط

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ midst´/prep.

● در میان، در وسط

I stood amidst the angry crowd and asked them to be calm

در میان جمعیت خشم آلود ایستادم و آنها را به آرامش دعوت کردم.

● در حین، در بحبوحه‌ی

مترادف‌ها

preposition
See amid

واژه‌های دیگر با معنی «درميان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن