دیکشنری فارسی

anguished

UKæŋgwiʃt US'æŋgwıʃt

معنی فارسی

مضطرب نگران

معنی کامل و مثال‌ها

/aŋ´gwisht/adj.

پر رنج (در اثر نگرانی یا درد)، مضطرب، اندوهگین، متالم، مشوش

the hostages' anguished cries

فریادهای اندوهبار گروگان‌ها

واژه‌های دیگر با معنی «مضطرب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن