anguished
UKæŋgwiʃt
US'æŋgwıʃt
معنی فارسی
مضطرب نگران
معنی کامل و مثالها
/aŋ´gwisht/adj.
● پر رنج (در اثر نگرانی یا درد)، مضطرب، اندوهگین، متالم، مشوش
the hostages' anguished cries
فریادهای اندوهبار گروگانها