appropriated
UKəprouprieitid
USəp'rəuprı'eıtıd
معنی فارسی
اختصاص دادن براي خود برداشتن تصرف کردن
اختصاص دادن براي خود برداشتن تصرف کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن