aquae معنی فارسی آب واژههای دیگر با معنی «آب» water آب، محلول، پيشاب aqua آب eau آب seamark خط آب، خط برکشند، نشانه ي ساحلي lush پر آب، آبدار، شاداب juiceless بي آب، بي شيره aneroid بي آب، خشک anhydrous بي آب ice water آب يخ waterless بي آب