دیکشنری فارسی

arrhythmia

معنی فارسی

بي نظمي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ rith´mē ǝ/n.

● (پزشکی) بی‌نظمی در ضربان قلب، بی‌نواختی، آریتمی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an abnormal rate of muscle contractions in the heart

واژه‌های دیگر با معنی «بي نظمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن