arrhythmia
معنی فارسی
بي نظمي
معنی کامل و مثالها
/ǝ rith´mē ǝ/n.
● (پزشکی) بینظمی در ضربان قلب، بینواختی، آریتمی
تعریف انگلیسی
noun
- an abnormal rate of muscle contractions in the heart