at sixes and sevens معنی فارسی درهم و برهم واژههای دیگر با معنی «درهم و برهم» cramp hand writing خط درهم و برهم littery ريخته و پاشيده درهم برهم puzzle head (کي) که داراي افکار مغشوش و خيالات درهم برهم، است discombobulate مغشوش کردن، درهم و برهم کردن، مختل کردن. galley west بويراني، ويران، درهم و برهم unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان glop هر چيز لزج و چسبناک، چيز خلط مانند، مايع غليظ turbid گل آلود، تيره، مکدر tangly گوريده، گيردار، پر گرفتاري cramped شلوغ، انباشته، چپانده