at the hand of معنی فارسی بدست بوسيله کار عمل واژههای دیگر با معنی «بدست» by بدست، بتوسط، بوسيله got بدست اورد، فراهم کرد، تحصيل کرد procurement بدست اوري، حصول، فراهم سازي get بدست اوردن، فراهم کردن، پيداکردن obtain بدست آوردن، حاصل کردن، فراهم کردن gotten بدست اوردن، گرفتن، باعث شدن acquire بدست آوردن، حاصل کردن، اندوختن procure بدست اوردن، تحصيل کردن، فراهم کردن get-at-able بدست اوردني، يافتني، پيداکردني procurable بدست اوردني، يافتني، ميسر