دیکشنری فارسی

authorizing

UKɔːθəraiziŋ US'ɔθə'raızıŋ

معنی فارسی

اجازه دادن اختيار دادن تصويب کردن

واژه‌های دیگر با معنی «اجازه دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن