back slider معنی فارسی مرتد واژههای دیگر با معنی «مرتد» tergiversator مرتد، طفره رو. auto da fe راي دادگاه (در مورد سوزاندن شخص مرتد در، ملاعام)، اجراي راي recreant نامرد (ادم) ترسووپست، مرتد apostate از دين برگشته، مرتد backslider از دين برگشته، مرتد apostatizing دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن، گرداندن tergiversate برگشتن، مرتد شدن، از مسلک خود دست کشيدن renegade عيسوي مسلمان شده، برگشته، مرتد apostatized از دين برگشته، دست از کيش خود کشيده، مرتد شده apostatize از دين برگشته، دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن