bandying
UKbændiiŋ
معنی فارسی
زدن ، انداختن (توپ) ، مبادله کردن ،
اينسو وان سوپرت کردن
زدن ، انداختن (توپ) ، مبادله کردن ،
اينسو وان سوپرت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن