betokening معنی فارسی نشان علامت اثر داغ آماج هدف مهر نمره نشان شايستگي درجه واژههای دیگر با معنی «نشان» Mark نشان، علامت، اثر insigne نشان، نشان افتخار، نشان رسمي lineament نشان، ويژه، خط beacon نشان، علامت، چراغ دريايي represent نشان، نمايش دادن، نمودن representability نشان، نمايش دادن، نمودن sign نشان، نشانه، علامت emblem نشان، نشانه، علامت remarque نشان، مارک، علامت مخصوص ideogram نشان، رمز، علامت