bloodstain
UKblʌdstein
US'blʌds'teın
معنی فارسی
خوني خونين خون الود خون ريخته
معنی کامل و مثالها
/-stān´/n.
● لکهای که توسط خون ایجاد شود، لکهی خون، آلودگی به خون، خون لکه
تعریف انگلیسی
noun
- a discoloration caused by blood