دیکشنری فارسی

blowout

UKblouaut US'bləu'aut

معنی فارسی

تندباد وزش سوز باد دم بادزدگي ترکاندن ازهم پاشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/-out´/n.

پنچری (تایر و غیره)، پکیدن، ترکیدن

سوختن فیوز برق

(خودمانی) مهمانی، جشن بزرگ

تعریف انگلیسی

noun
  1. an easy victory
  2. a sudden malfunction of a part or apparatus “the right front tire had a blowout” “as a result of the blowout we lost all the lights”
  3. a gay festivity

واژه‌های دیگر با معنی «تندباد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن