دیکشنری فارسی

gust

UKgʌsteitəriː USgʌst

معنی فارسی

تندباد بادناگهاني بروزناگهاني احساسات ذائقه مزه لذت

مترادف‌ها

noun
1. Taste.
2. Relish, zest, liking, gusto, gratification of appetite.
3. Pleasure, enjoyment, delight, delectation.
4. Turn, taste, fancy, favor.
5. Blast, squall.
6. Burst, outburst, fit, paroxysm.

واژه‌های دیگر با معنی «تندباد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن