board-check معنی فارسی تنه زدن خطا واژههای دیگر با معنی «تنه زدن» backcheck تنه زدن hustle تنه زدن به، هل داد، تکان دادن push off تنه زدن و هول دادن blindside به حريف از طرفي که نميبيند تنه زدن، ناگهان و از خفا حمله کردن، غافلگير کردن forecheck تنه زدن به حريف در جلوي دروازه ي او jostle تنه، هل، تکان shove هل، پرتاب، تنه justle تنه، هل، تکان jog اهسته دويدن، جلو امدگي يا عقب رفتگي، باريکه