دیکشنری فارسی

bobby

UKbɔbiː US'bɔbı

معنی فارسی

پاسبان اژان

معنی کامل و مثال‌ها

/bäb´ē/n., pl.

● (انگلیس - عامیانه) پاسبان، پلیس

تعریف انگلیسی

noun
  1. an informal term for a British policeman

واژه‌های دیگر با معنی «پاسبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن