rozzer معنی فارسی پاسبان آژان معنی کامل و مثالها /rä´zǝr/n.● (انگلیس - خودمانی) پاسبان، آژان واژههای دیگر با معنی «پاسبان» bobbies پاسبان، اژان bobby پاسبان، اژان policeman پاسبان، اژان flic پاسبان، پليس watch dog سگ پاسبان، سگ خانگي truncheon چوب پاسبان، عصا، چماق کوتاه death-watch پاسبان مرده، پاسبان کسيکه محکوم بمرگ است coast-guardsman پاسبان درياکنار، ساحل بان castle-ward پاسبان دژياقلعه، دژبان sbirro پاسبان ايتاليايي