دیکشنری فارسی

bought

UKbɔːt USbɔt

معنی فارسی

خريدن خريداري کردن بدست آوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bôt/vt., vi., adj.

زمان گذشته و اسم مفعول فعل: buy

(محلی) رجوع شود به: boughten

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense and past participle of 'buy', meaning to acquire in exchange for money.

ریشه

From Old English 'bycgan'.

مثال

  • I bought a new car yesterday.
  • She bought a round of drinks for everyone.
  • They bought a house in the country.

ترکیب‌های رایج

Bought a car Bought a house Bought a ticket

واژه‌های دیگر با معنی «خريدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن