دیکشنری فارسی

branding

US'brændıŋ

معنی فارسی

داغ داغ و درفش نشان نيمسوز مشعل داغ کردن خاطر نشان کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of stigmatizing

واژه‌های دیگر با معنی «داغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن