brede
USbri:d
معنی فارسی
لوح لوحه صفحه تخته ورقه قرص.
معنی کامل و مثالها
/brēd/n.
● (قدیمی) موی بافته، سوزن دوزی
لوح لوحه صفحه تخته ورقه قرص.
/brēd/n.
● (قدیمی) موی بافته، سوزن دوزی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن