دیکشنری فارسی

broach

UKbroutʃ USbrəutʃ

معنی فارسی

سيخ ، سوراخ کن ،

براي نخستين بار باز کردن يا مطرح نمودن يا

انتشار

معنی کامل و مثال‌ها

/brōch/n., vt.

سیخ کباب، سیخ، میله

(زبانه یا تیغه‌ی دستگاهی که برای ایجاد یا گشاد کردن سوراخ به کار می‌رود) زبانه‌ی مته، بشکه سوراخ کن

گشاد کردن (سوراخ)، فراخ کردن (سوراخ یا دهانه)

سوراخ (ایجاد شده توسط مته)، سوراخی که در بشکه‌ی آبجو و شراب و غیره می‌کنند تا محتویات آن را بیرون بیاورند

سوراخ کردن بشکه

he broached the cask and began drinking

بشکه را سوراخ کرد و شروع کرد به آشامیدن.

مطرح کردن، به موضوعی (معمولا ناخوشایند) اشاره‌کردن، پیش کشیدن (مطلب)، لب گشادن

she had never broached the subject of money

او هرگز حرف پول را پیش نکشیده بود.

they broached the subject of oil nationalization for the first time in December

آنان برای اولین بار موضوع ملی شدن نفت را در دسامبر عنوان کردند.

* broach to

(کشتی بادبانی) طوری چرخیدن که باد از پهلو به کشتی بخورد (و خطر چپ شدن به وجود بیاید)

ریشه و کاربرد

Verb

To raise or introduce a sensitive or difficult subject for discussion.

ریشه

From Middle English 'brochen' (to pierce) and Old French 'brochier' (to prick).

مثال

  • She decided to broach the topic of salary during the job interview.
  • He broached the idea of a company-wide reorganization at the staff meeting.
  • It took courage for him to broach the subject of his mental health with his family.

مترادف‌ها

verb active
1. Pierce, tap, set running, open (for the first time).
2. Open (a subject), suggest, hint, approach one on, break.
3. Utter, publish, proclaim, give out.

واژه‌های دیگر با معنی «سيخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن