دیکشنری فارسی

skewer

US'skju:ə

معنی فارسی

سيخ ، بسيخ کشيدن (يازدن) سيخ کردن ،

باسيخ سوراخ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/skyōō´ǝr/n., vt.

(کباب) سیخ

هر چیز سیخ مانند

به سیخ کشیدن

با سیخ محکم کردن

واژه‌های دیگر با معنی «سيخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن