can not observe معنی فارسی ناپيدا ، گلوله ناپيدا (ديدباني توپخانه) واژههای دیگر با معنی «ناپيدا» inconspicuous ناپيدا، نامعلوم، غير برجسته latent defect عيب ناپيدا، نقض پوشيده hidden surface سطح ناپيدا latent پنهان، ناپيدا inapparent نا اشکار، نامريي، ناپيدا invisible ديده نشدني، ناپديد، ناپيدا بچشم viewless ديده نشدني، ناپديد، ناپيدا به چشم blind کور، نابينا، تاريک sightlessness کور، نابينا، تاريک missing گم، مفقود، کم