دیکشنری فارسی

inconspicuous

UKinkənspikjeəs USıŋ'kɔnspıkwəs

معنی فارسی

ناپيدا نامعلوم غير برجسته

معنی کامل و مثال‌ها

/in´kǝn spik´yōō ǝs/adj.

ناچشمگیر، ناهویدا، نامشهود، غیرعلنی، دور از مد نظر، نابرجسته

when you pay money to a beggar, try to be inconspicuous

وقتی پول به گدا می‌دهید، سعی کنید علنی نباشد.

his absence was inconspicuous

غیبت او جلب توجه نکرد.

واژه‌های دیگر با معنی «ناپيدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن