دیکشنری فارسی

cast up

معنی فارسی

جمع زدن فشرده کردن

مترادف‌ها

1. Compute, calculate, reckon, cast.
2. Eject, throw up, vomit, spew, puke.

واژه‌های دیگر با معنی «جمع زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن