دیکشنری فارسی

circumflex

UKsəːkəmfleks

معنی فارسی

کج خم خميده

معنی کامل و مثال‌ها

/su_r´kǝm fleks´/n., adj., vt.

● (در برخی زبان‌ها مانند فرانسه) نشانی بدین شکل: ^ (که روی برخی حروف صدادار قرار می‌گیرد)، خمان، آکسان سیر کونفلکس (circumflex accent هم می‌گویند)

● خمان دار، خمانی، وابسته به سیرکونفلکس

● قوسدار، چنبری، پیراخم، خمیده

a circumflex artery

شاهرگ خمیده

● (نادر) قوسدار کردن، پیراخم کردن، چنبری کردن

● خمان (یا آکسان سیرکونفلکس) به کار بردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'circumflexus', past participle of 'circumflectere' (to bend around).

مثال

  • In French, the circumflex often indicates a historical 's' that was once present.
  • The word 'hôtel' in French has a circumflex accent on the 'o'.
  • The circumflex can also be used to differentiate between words like 'du' (of the) and 'dû' (due).

تعریف انگلیسی

noun
  1. a diacritical mark (^) placed above a vowel in some languages to indicate a special phonetic quality

واژه‌های دیگر با معنی «کج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن