clunker
معنی فارسی
قراضه بنجل لکنته نامرغوب بد
معنی کامل و مثالها
/kluŋk´ǝr/n.
● (امریکا - خودمانی - اتومبیل و ماشینآلات) قراضه
● (امریکا - خودمانی) بنجل، لکنته، نامرغوب، بد
قراضه بنجل لکنته نامرغوب بد
/kluŋk´ǝr/n.
● (امریکا - خودمانی - اتومبیل و ماشینآلات) قراضه
● (امریکا - خودمانی) بنجل، لکنته، نامرغوب، بد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن