cold infusion معنی فارسی خيسانده اب واژههای دیگر با معنی «خيسانده» mash خيسانده سمنوي جو، خيساننده مالت، نواله گرم که پاسبان دهند rose vinegar خيسانده گل سرخ در سرکه sour mash غلات خيسانده براي تهيه مشروبات. sop نان تريد کرده، نان خيسانده، نواله infusion of tobacco اب تنباکو، خيسانده تنباکو wort گياه، جو خيسانده که هنوزتخميرنشده باشد infusion ريزش، القا، تزريق