coloring substance معنی فارسی ماده رنگ واژههای دیگر با معنی «ماده رنگ» coloring agent ماده رنگ، رنگ مصرفي xanthophyll ماده زرد رنگ برگ، زردي برگ xanthin ماده زرد رنگ گلهاي زرد که قابل حل نيست coloring matter رنگ، ماده رنگ achromatin مايه رنگ ناپذير هسته سلول، ماده رنگ ناپذير ياخته carnotite (فيزيک - شيمي) کارنوتيت، ماده ي کاني زرد رنگ و تابشگر يا راديواکتيو flash برق، روشنايي مختصر، دم sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي black widow نوعي عنکبوت زهردار که جنس ماده ان سياه، رنگ است. curcumin ماده رنگي زردچوبه، رنگ نارنجي ساختگي