compadre معنی فارسی رفيق کاکا معنی کامل و مثالها /kǝm pä´drā´/n.● (در جنوب غربی ایالات متحده) رفیق، کاکا واژههای دیگر با معنی «رفيق» matey رفيق، صميمانه، دوستانه . fere رفيق، مصاحب، همسر. buddy رفيق، دوست، همرزم good fellow رفيق شفيق، دزد، هم پياله . cronyism رفيق بازي، پارتي بازي truepenny رفيق درستکار، باشرافت. boon companion رفيق اهل کين fellow هم قطار، رفيق، جور conpanion يار، رفيق، هم قطار yokefellow يار، رفيق، هم تراز