coniviction معنی فارسی محکوميت مجرميت عقيده اطمينان. واژههای دیگر با معنی «محکوميت» conviction محکوميت، مجرميت، مجاب کردن condemnation محکوميت، عمل محکوم کردن، سرزنش reconviction محکوميت مجدد criminal conviction محکوميت جنايي summary conviction حکم محکوميت صادره از دادگاه بخش بدون، دخالت هيات منصفه judgment حکم مجازاتي که پس از انقضاي مدت محکوميت سابق، اجرا ميشود convincement الزام، محکوميت، اثبات damn لعنت پايدار، محکوميت damnation لعنت پايدار، محکوميت damningly لعنت پايدار، محکوميت