constructer معنی فارسی ساختن بناکردن ترکيب کردن کشيدن واژههای دیگر با معنی «ساختن» make ساختن، درست کردن، حساب کردن compose ساختن، درست کردن، ترکيب کردن manufacture ساختن، درست کردن، عمل آوردن build ساختن، بناکردن، درست کردن confect ساختن، شيريني، ترکيب construct ساختن، بناکردن، ترکيب کردن bulid ساختن، طرح کردن، بنيان گذاردن fabricate ساختن، درست کردن، جعل کردن upbuild ساختن، بنا کردن. dree ساختن با، تحمل کردن