converter
معنی فارسی
برگرداننده تبديل دهنده آلت تبديل
معنی کامل و مثالها
/kǝn vu_r´tǝr/n.
● واگردانگر، تبدیل کننده، مبدل
● (گداخت فلزات) کورهی واگردان (که چدن خام را تبدیل به پولاد میکند)
● (برق) دستگاه برگردان (که جریان متناوب را به جریان مستقیم تبدیل میکند - در مقابل: inverter که واروی این کار را میکند)
● (رادیو) واگردانگر (که امواج پربسامد را به کم بسامد تبدیل میکند و یا رادیو و تلویزیون را قادر به دریافت بسامدهای اضافی میکند) (convertor هم مینویسند)
ریشه و کاربرد
ریشه
From the verb 'convert' + '-er' (suffix indicating a person or thing that does something).
مثال
- I need a voltage converter to use my American appliances in Europe.
- The software acts as a file converter, allowing you to convert documents into different formats.
- The solar panel converter transforms the DC power generated by the panels into AC power for use in homes.
ترکیبهای رایج
Voltage converter Currency converter File converter Power converter
تعریف انگلیسی
- a device for changing one substance or form or state into another