eversive معنی فارسی برگرداننده خراب کننده واژههای دیگر با معنی «برگرداننده» reverberatory برگرداننده، منعکس سازنده يا شونده، تابنده reverberative برگرداننده، منعکس کننده، منعکس شونده converter برگرداننده، تبديل دهنده، آلت تبديل convertor (converter) برگرداننده، تبديل کننده، الت تبديل (شخص يا شيي) scavenge pump پمپ برگرداننده، پمپ جاروب voleyer برگرداننده توپ introversive بدرون کشنده، بخود برگرداننده introvertive بدرون کشنده، بخود برگرداننده adversative نقض اميز، برگرداننده (مطلب)، حرف نقض recuperative بهبودي دهنده، نيرو بخش، برگرداننده