cross-arm معنی فارسی پنجه واژههای دیگر با معنی «پنجه» claw پنجه، ناخن، چنگال pentad پنجه، خمسه، شماره پنج paw پنجه، چنگال، دست toecap پنجه، چرم پنجه ي کفش palmate پنجه اي، مانند کف دست، گسترده digitigrade پنجه رو، باپنجه راه رونده، جانورپنجه رو adactylous بي پنجه، بي انگشت digitate پنجه اي، انگشتي digitiform پنجه اي، انگشتي finger-parted پنجه اي، انگشتي