cultrate
معنی فارسی
تيز چاقومانند
معنی کامل و مثالها
/kul´trāt´/adj.
● نوک تیز، دشنهسان، تیزلبه (مانند چاقو و دشنه)، سرتیز
تيز چاقومانند
/kul´trāt´/adj.
● نوک تیز، دشنهسان، تیزلبه (مانند چاقو و دشنه)، سرتیز
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن