curdy
معنی فارسی
بسته ( مانند) دلمه
معنی کامل و مثالها
/ku_rd´e/adj.
● دلمه مانند، لور مانند، کشکی، لخته لخته، دلمهدلمه
● پر از دلمه یا لخته
مترادفها
adjective
Coagulated, curd like, full of curds.
بسته ( مانند) دلمه
/ku_rd´e/adj.
● دلمه مانند، لور مانند، کشکی، لخته لخته، دلمهدلمه
● پر از دلمه یا لخته
adjective
Coagulated, curd like, full of curds.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن