دیکشنری فارسی

curdy

معنی فارسی

بسته ( مانند) دلمه

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rd´e/adj.

دلمه مانند، لور مانند، کشکی، لخته لخته، دلمه‌دلمه

پر از دلمه یا لخته

مترادف‌ها

adjective
Coagulated, curd like, full of curds.

واژه‌های دیگر با معنی «بسته (»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن