grumous معنی فارسی بسته غليظ دلمه (شده) مترادفها adjective Clotted, concreted, thick. واژههای دیگر با معنی «بسته» parcel بسته، امانت، امانت پستي dependent بسته، موکول، موقوف barred بسته، مسدود، شن گرفته package بسته، جعبه، صندوق clotty بسته، دلمه شده، دلمه شونده consanguineous بسته، همخون، صلبي closed بسته، مسدود. connected بسته، متصل. curdy بسته (، مانند) دلمه pinioned کت بسته، بال چيده