دیکشنری فارسی

curled

UKkəːld USkə:ld

معنی فارسی

گلاله طره حلقه پيچ خوردگي فردادن حلقه شدن پيچ خوردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of hair having curls

واژه‌های دیگر با معنی «گلاله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن