دیکشنری فارسی

curtain

UKkəːtn US'kə:tən

معنی فارسی

پرده جدار ديوار باپرده پوشيدن پرده زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rt´'n/n., vt.

پرده

she pulled back the curtain

او پرده را باز کرد.

when he drew the curtain the room became dark

پرده را که بست اتاق تاریک شد.

when the curtain drops neither you nor I will exist

(خیام) چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

(هرچیزی که مانند پرده بپوشاند) لایه، پوشش، حجاب، حاجب، جدار

under a curtain of fog

در زیر پوششی از مه

a curtain of mystery

پرده‌ای از اسرار

(معماری) دیوار اتاق (در مقایسه با پایه‌های آن که بار سقف را تحمل می‌کنند)، تیغه

(تئاتر) پرده‌ی نمایش، کشیدن پرده (در آغاز و پایان نمایش و غیره)، (مجازی) آغاز نمایش

curtain time is seven P.M.

آغاز نمایش ساعت هفت شب است.

he arrived just before the curtain

او درست پیش از آغاز نمایش سر رسید.

رجوع شود به: curtain call

(امریکا - خودمانی - جمع) پایان، مرگ، اجل

پرده‌دار کردن، با پرده آذین کردن، پرده زدن به

curtained windows

پنجره‌های پرده‌دار

(پرده‌وار) پوشاندن، پنهان کردن، مستور کردن

* curtain of fire

(ارتش) پرده‌ی آتش

* curtain off

(با پرده یا تیغه) مجزا کردن (مثلا بخشی از اتاق را)

* draw (or drop) the curtain on

1- پایان دادن، پایان یافتن 2- پنهان کردن

* lift (or raise) the curtain (on)

1- آغاز کردن یا شدن 2- آشکار کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'curtein', from Old French 'cortine', from Latin 'cortīna' (curtain, tapestry).

مثال

  • She drew the curtains to block out the sunlight.
  • The stage curtains opened to reveal the actors.
  • The hotel room had beautiful silk curtains.

ترکیب‌های رایج

Draw the curtains Open the curtains Close the curtains

تعریف انگلیسی

verb
  1. hanging cloth used as a blind (especially for a window)
  2. any barrier to communication or vision “a curtain of secrecy” “a curtain of trees” “curtain the bedrooms” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن