door curtain معنی فارسی پرده پرده در واژههای دیگر با معنی «پرده» purdah پرده، براي پوشيدن زنان از ديدارمردان بويژه در هند، پارچه پرده اي screen پرده، ديوار، ستر curtain پرده، جدار، ديوار pecten پرده، پرده تماشاخانه، يکجور صدف دو کپه vela پرده، غشا، شامه velum پرده، غشا، شامه window shade پرده، کرکره . filmy پرده اي، پرده دار، پوسته دار velar پرده اي، غشائي، ادا شده از شراع الحنک membranous پرده اي، غشايي.، شامه زا