dangler US'dæŋgələ معنی فارسی اويزان دنبال رو. واژههای دیگر با معنی «اويزان» hanging اويزان، اويخته، افسرده hang اويزان کردن، اويختن، دارزدن earlobe قسمت اويزان گوش، نرمه گوش، لاله گوش. chapfallen داراي چانه اويزان، ملول، دلخور. live box جعبه يا قلمي که در اب اويزان ميکنند تا، موجودات ابزي را زنده نگاهدارند. dangle بدنبال افتادن، اويزان بودن، نگاه داشتن gonfalon پرچمي که نوارهاي باريک باپرچمهاي کوچک ازان، اويزان است وبرخي acrochordon زگيل دار، داراي زگيل اويزان، زگيل پهن کوچک. kago تخت روان ژاپوني، تخت روان سبدي که از تيري اويزان کنند impending مشرف، متوجه، اويزان