دیکشنری فارسی

hanging

UKheindʒiŋəbaut US'hæŋıŋ

معنی فارسی

اويزان اويخته افسرده پژمرده دارزني منجرشونده به اعدام

معنی کامل و مثال‌ها

/haŋ´iŋ/adj., n.

● آویزان، آویخته، آونگان، معلق، اندروا، نگونسار

bunches of grapes were hanging from the vines

خوشه‌های انگور از تاک‌ها آویخته بودند.

● (ویژه‌ی آویختن چیزی از آن) - آویز (مثل:رخت‌آویز)

● خمیده، سایه‌انداز

● وابسته به یا طرفدار اعدام (از راه دار زدن)، دارآویز

● نامعلوم، تعیین نشده، غیرقطعی، حل نشده

it will always remain a hanging question for me

آن همیشه برای من پرسش بی‌جوابی خواهد بود.

● (قدیمی) سر به زیر، مغموم، سر در جیب

● آویزانی، تعلیق، آویزش، آویختن

● به دارزنی، حلق‌آویزی، اعدام (با طناب دار)

people went to see his hanging

مردم رفتند که به دار آویخته شدن او را تماشا کنند.

● هرچیز آویخته شده از دیوار یا در و پنجره، آذین‌های آویخته

the hangings on the wall

تزئینات روی دیوار

تعریف انگلیسی

noun
  1. decoration that is hung (as a tapestry) on a wall or over a window “the cold castle walls were covered with hangings”
  2. a form of capital punishment; victim is suspended by the neck from a gallows or gibbet until dead “in those days the hanging of criminals was a public entertainment”
  3. the act of suspending something (hanging it from above so it moves freely) “there was a small ceremony for the hanging of the portrait”

مترادف‌ها

noun
1. Suspension.
2. Death by the halter, death on the gallows.

واژه‌های دیگر با معنی «اويزان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن