دیکشنری فارسی

de facto

معنی فارسی

عملي غيررسمي در عمل

معنی کامل و مثال‌ها

/dē fak´tō/

● (حقوق) بالفعل (در مقایسه با: قانونا de jure)، دو فاکتو

negotiating with them is tantamount to a de facto recognition of their government

مذاکره با آنها به مثابه به رسمیت شناسی بالفعل دولت آنها است.

● عملا، در عمل، در واقع

تعریف انگلیسی

adverb
  1. existing in fact whether with lawful authority or not “de facto segregation is as real as segregation imposed by law” “a de facto state of war”
  2. in reality or fact “the result was, de facto, a one-party system”

مترادف‌ها

[Lat.]
1. In fact, really, actually, as a matter of fact.
2. Real, actual.

واژه‌های دیگر با معنی «عملي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن