دیکشنری فارسی

debark

معنی فارسی

پياده کردن ازکشتي دراورذن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē bärk´/vt., vi.

● (مسافر یا بار را از کشتی یا هواپیما) پیاده کردن، پیاده شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. go ashore “The passengers disembarked at Southampton” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Land, disembark, go on shore, come to land, leave ship.

واژه‌های دیگر با معنی «پياده کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن